حسن پيرنيا ( مشير الدوله )

2000

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )

ضديت كاسّاندر و پوليس‌پرخون با يكديگر ( 319 ق . م ) بالاتر گفته شد ، كه كاسّاندر از اينكه مقدونيها پوليس‌پرخون را براى نيابت سلطنت نامزد كرده بودند ، بسيار ناراضى بود و در ظاهر چنين مينمود ، كه هيچ دلبستگى به اين مقام ندارد و همواره مشغول تفريح و شكار است ، ولى در باطن براى اجراى نقشه‌هاى عريض و طويل خود كار ميكرد . پس از چندى او كارهاى مقدّماتى خود را انجام داده در نهان به شهر خرسونس رفت و از آنجا به هلّس‌پونت درآمد . بعد به آسيا گذشت ، تا كمك آن‌تىگون را بطلبد و او را مطمئن سازد ، كه بطلميوس نيز با كاسّاندر است . آن‌تىگون پيشنهاد او را شتابان پذيرفت و به كاسّاندر سپاه برّى و بحرى زياد وعده كرد . نقشه آن‌تىگون چنين بود ، كه با اين اقدام حق‌شناسى خود را نسبت بخانوادهء آن‌تىپاتر نشان دهد و در همان حال بر ضدّ پوليس‌پرخون اشكالات و مرارتهاى زياد ايجاد و از گرفتاريهاى او استفاده كرده در آسيا آقاى مطلق گردد . وقتى ، كه پوليس‌پرخون از نقشه كاسّاندر آگاه شد ، رجال مقدونى و سران سپاه را براى مشورت دعوت كرد ، زيرا موقع باريك بود و او نميخواست مسئوليت را به تنهائى به عهده بگيرد . در مجلس مشورت چنين تشخيص دادند ، كه كاسّاندر عمليّات خود را از شهرهاى يونانى شروع خواهد كرد ، زيرا پدرش آن‌تىپاتر ساخلوهائى در آنجا داشت و ديگر اشخاصى زياد ، كه با آن‌تىپاتر قرابت داشتند ، حكّام اين شهرها بودند ( در اينجا بايد تذكّر دهيم ، كه يونانيها در دورهء هخامنشى حكّامى را ، كه دربار ايران در مستعمرات يونانى منصوب ميداشت تيران ( يعنى جبّار « 1 » ) ميناميدند ، ولى در اين زمان حكّام مقدونى را اوليگارك « 2 » ميگفتند . اسم تغيير كرده بود ، ولى معنى همان بود ، زيرا چه جبابره و چه اوليگارك‌ها بر ضدّ حكومت ملّى بودند ، بنابراين اظهار مقدونىها ، كه براى آزاد كردن يونانيها از قيد پارسيها و دادن حكومت ملّى به آنها بآسيا آمده‌اند ، معلوم است ، كه چقدر دور از حقيقت بوده . م . ) .

--> ( 1 ) - Tyrans . ( 2 ) - Oligarques .